یه کم با هم بخندیم.
یه کم با هم بخندیم.

یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می خوند كه زنش یهو ماهی تابه رو می كوبه سرش .
مرده میگه : برا چی این كارو كردی ؟
زنش جواب میده به خاطر این زدمت كه تو جیب شلوارت یه تیكه كاغذ پیدا كردم كه توش اسم جنى ( یه دختر ) نوشته شده بود . مرده میگه وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی كه روش شرط بندی كردم اسمش جنی بود .
زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه . سه روز بعدش مرد داشت تلویزیون تماشا می كرد كه زنش این بار با یه قابلمه ی بزرگ تر كوبید رو سر مرده که تقریبا بیهوش شد . وقتی به خودش اومد پرسید این بار برا چی منو زدی زنش جواب داد آخه اسبت زنگ زده بود
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط وحیده : به یاد پدر شهیدم
|