سالها بود خداوند را بر شانه های هیچ کس ندیده بودم ...

بهشت که زیر پاهایش بود فرزند ...
سرت هم که زیر باشد ، مشکلی نیست ! حج تو مقبول است ...
آنکه دیگران تشنه ی دیدارش هستند را تو بر شانه هایت نشانده ای ...
دستانت را بر زانوهایش نگاه دار که دستان او این لحظه در دست خداوند است ...
مردانگیت را ستایش ای فرزند ...
سالها بود خداوند را بر شانه های هیچ کس ندیده بودم ...
سرت هم که زیر باشد ، مشکلی نیست ! حج تو مقبول است ...
آنکه دیگران تشنه ی دیدارش هستند را تو بر شانه هایت نشانده ای ...
دستانت را بر زانوهایش نگاه دار که دستان او این لحظه در دست خداوند است ...
مردانگیت را ستایش ای فرزند ...
سالها بود خداوند را بر شانه های هیچ کس ندیده بودم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط وحیده : به یاد پدر شهیدم
|