زندگی خوش تهران برده است از یادش

سال شصت –خرمهشر- زخم چاك چاكش را

زندگی خوش تهران برده است از یادش

سال شصت –خرمهشر- زخم چاك چاكش را

یكی بود یكی نبود…

565
از خاك بوی حادثه می آید…

374

شهر من با تو سخن می‌گویم

از بهاری كه به گلشن نرسید

از عروسی كه صدای كِل را

عاقبت در دل یك گور شنید

375

بابا آب داد دیگه شعار ما نیست

بابا خون داد، بابا جون داد

389

یاد از آن روز كه در خانه‌ی ما

جشن زیبای عروسك ها بود

هیچكس فكر نمی‌كرد كه باز

خانه‌مان مقصد موشك ها بود

602

آه آن مادر دلسوخته گفت

كه پر از زهر شده‌ست این جامم

وای بر من، زكه پرسم كه كجاست

قلب این دخترك ناكامم؟

600

پیر ما گفت كه امشب شب عاشوراست

هر كسی تاب ندارد به سلامت باد

هر كه چون صاعقه بر خصم نیاشوبد

تا ابد دستخوش ننگ و ندامت باد

rsz_27

بار بندید غیوران دلیر

دفتر فتح پر از نام شماست

زایران حرم یار به پیش

كربلا منتظر گام شماست

آن روزها هنوز از فتوشاپ خبری نبود!

54

9

می‌رسد لحظه‌های تلخ وداع

می‌رود نوبهار خانه‌ی من

خون دل می‌چكد ز چشمانم

می‌تراود ز لب ترانه من

خداحافظ پدر

pedar1

دست بر گردن پدر افكند

اشك‌هایش به گونه پرپر شد

آبی آسمان چشمانش

تیره شد، تار شد، مكدر شد

خداحافظ پسر

177

خداحافظ برادر

ezam (14)

مرد در پیچ كوچه سرگرداند

چشم در چشم همسرش خندید

چشم زن دید جبهه در جبهه

مرد او مثل شیر می جنگید

خداحافظ بابا، خداحافظ آقا، خداحافظ برادر، خداحافظ پسر

3

مرد اندیشناك جبهه‌ی نبرد

دشنه و تیر و آتش افروزی

كی می‌آیی پدر؟ پدر خاموش

در دلش گفت: روز پیروزی

خداحافظ مادر، خداحافظ خواهر، خداحافظ همسر، خداحافظ دختر

544


بنوش به یاد لبان تشنه حسین و یاران حسین. بنوش به یاد لب تشنه‌ی بابا!

293

پس پدر كی ز جبهه می‌آید

باز كودك ز مادرش پرسید

گفت مادر به كودكش كه بهار

غنچه‌ها و شكوفه‌ها كه رسید!

497

گفت: ای غنچه‌های خوب چرا

لبتان را ز خنده می‌بندید

زودتر بشكفید و باز شوید

آی گلها چرا نمی‌خندید؟!

9


سلام نوجوون

61


سلام پیرمرد

38


سلام مادر عزیزم، من خوبم، نگران من نباشید. امام را دعا كنید!

65


چند سالته پسر جان؟!

38a


تو كه 12 سالته

ezam (3)


بچه‌جون! صورتت خاكی شده، حواست هست؟!

10


خونی شده …

108


خداحافظ رفیق

627

628

جنگی بود نابرابر، جنگ حق و باطل

این خاك، این آب، این سرزمین شهادت می‌دهد شما مردانه جنگیدید و تا پای جان ایستادید

576


650

بعضی‌هایتان مظلومانه شهید شدید

790

بعضی‌هایتان غریبانه شهید شدید

770


بعضی‌هایتان با لبان تشنه

835

بعضی‌هایتان در آغوش برادر

784

بعضی‌هایتان در خاك و خون غلطان

9

بعضی‌هایتان به خانه برگشتید

362

بعضی‌هایتان هرگز برنگشتید

maghtal - 14

آنگاه دو چشم مهربانش را

آرام آرام، خنده بر لب بست

بر زینبیان پیام داد آری

بر قافله حسینیان پیوست

2c0sna

سلام بابای گلم

762

سلام عموی عزیزم، سلام دایی مهربانم

773

بعضی‌هایتان اسیر شدید

709

بعضی‌هایتان در اسارت هم فریاد زدید: «مرگ بر صدام، ضد اسلام»

706

به غیر از او، كه در این ره دویده؟

به پایش خار درد و غم خلیده؟

عجب نبود اگر با نقد اخلاص

رضای حق تعالی را خریده

785

421

پات كو بسیجی؟

janbaz

1a

مگه مجبوری بسیجی؟

30

جنگ تمام شد، به خانه برگشتید

4

امام هم رفته بود

50a


بعضی‌هایتان بعد از سالها برگشتید

823

بعضی‌هایتان هرگز…

چادرت خاكی شده، برگرد! اینجا نیستم
چند سالی می‌شود تنهای تنها نیستم
گفته بودی چشمهایت… خوب خواهد شد عزیز!
با همین شنها تیمم كن! مسیحا نیستم؟
چند سالی می‌شود خاكستر من گم شده
صبر كن مادر، ببین مانند زهرا نیستم

با حسرت ندیدن چشمان آبی‌ات
در كنج انزوای خودم گریه می‌كنم

rsz_31

اما خوشا شما پرواز كرده‌اید
آه ای پرنده‌ها اعجاز كرده‌اید
این روزها اگر در بند عادتیم
اما هنوز هم فكر شهادتیم

rsz_26

مانده‌ای ولی شكسته و غریب

كس به فكر درد غربت تو نیست

آه ای قناری شكسته بال

این همه سكوت قسمت تو نیست

راستشو بگو، این چندمین پای مصنوعی‌ات‌ هست كه شكوندی؟ سهمیه‌ پات تموم نشده؟!

sss

كه چی؟ كه پات رو از دست دادی؟ الان هم لابد از ما طلبكاری،نه؟

وای برمن که در مورد تو اینگونه فکر میکنم.

11890_982

تو مقصر نیستی!

سالها در سفر خویش نفرسودیم

پس از این نیز، در این جاده نفرساییم

كس شنیده است، دمی لغزش كارون را؟

جاده را پیشكش جاده نفرماییم!

8

تو مقصر نیستی

جاده بر جاده روان شد، ز عبور ما

پای از جاده كشیدن، از قوت نیست

گر شود خالی این ره، ز حضور ما

بی گمان در رگ ما خون مروت نیست

21

تو مقصر نیستی

كركسان از دل سیمرغ چه می‌دانید؟

چه خبر دارید از عرصه پروازش؟

امشب از زمزمه‌ی خون كه می‌نوشید؟

كه فضا پر شده از زمزم آوازش

54a

تو مقصر نیستی

ای كه در بستر تردید فرو خفتید

خویش را همره این قافله مشمارید

نیشتان خشك شود، زخم زبان تا چند؟

عشقبازان را دیوانه مپندارید

58

تو مقصر نیستی

پشت پیشانی محراب كمین كردید

پینه چون زانوی اشتر به جبین دارید

كه علی سجده‌ی خونبار به جای آرد

تیغ بر تارك افلاك فرود آرید؟!


تو مقصر نیستی

آه افسوس كه گوش شنوایی نیست

سفره‌ی دل به كجا باید بگشایم؟

وعظ در گوش شما راه نخواهد برد

آب در هاون بیهوده چه می‌سایم…!

adf

ای آب ندیده و آبی شده‌ها

بی جبهه و جنگ انقلابی شده‌ها

مدیون فداكاری جانبازانید

ای بر سر سفره آفتابی شده‌ها

534

حماسه زن و مرد و جوان و كودك و پیر

حماسه‌ی همه از جان گذشتگان دلیر

حماسه های هزاران شهید راه خدا

هزار مادر فرزند پروریده چو شیر

به اشك چشم یتیمان بی پدر سوگند

به مادران سیه پوش و خون جگر سوگند

به دشت سرخ شقایق، به لاله زار وطن

به شام تار عروسان دربدر سوگند

قسم به پرچم در خون نشسته‌ی اسلام

قسم به غنچه پرپر به دانه‌های سرشك

قسم به خون شهیدان كه می‌دهد پیغام

كه قطره قطره خونم فدای ایران باد

فدای خاك وطن، جلوه‌گاه ایمان باد

649