لطايف قرآني
لطايف قرآني
انفاق
روزي «مأمون» به «محمدبن عباد مهلبي» گفت: تو بسيار مالت را تلف ميكني. وي كه بسيار بخشنده بود، در پاسخ به او گفت: «تو مانع سخاوت و بخشش هستي و به خداوند گمان بدداري، در حالي كه پروردگار ميفرمايد:
«وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرّازِقينَ»
«و هر چيزي را در راه او انفاق كنيد، عوض آن را ميدهد و جاي آن را پر ميكند؛ و او بهترين روزيدهندگان است.
برادرِ مقصّر
در زمان خلافت «مأمون» شخصي خلافي كرد و دستور دستگيري او صادر شد، امّا وي فرار كرد. برادرش را گرفتند و نزد «مأمون» آوردند. «مأمون» به او گفت: برادرت را حاضر كن والّا تو را به جاي او به قتل خواهم رساند.
آن شخص گفت: اي خليفه! اگر عامل تو بخواهد مرا بكشد و تو حكمي بفرستي كه مرا رها كنند، آيا آن عامل مرا رها ميكند يا نه؟
ـ آري.
ـ من نيز از پادشاهي كه اطاعت او بر تو لازم است، حكمي آوردهام كه مرا رها سازي.
ـ آن كيست و آن حكم چيست؟
ـ آن كس خداي تعالي و حكم اين آيه است:
«وَ لا تَزِرُ وازِرَهُ وِزْرَ أُخْرى»
«و هيچ گنهكاري گناه ديگري را متحمّل نميشود.»
«مأمون» متأثّر شد و گفت: او را رها كنيد، چون كه حكم صحيحي آورده است!
بوسه بر دست
«امام سجّاد حضرت عليبن الحسين(ع)» هنگامي كه صدقه به مستمند ميداد، دست خود را ميبوسيد. شخصي از آن حضرت، راز اين بوسيدن را پرسيد. امام در پاسخ فرمود: «صدقهي مؤمن، قبل از آنكه به دست فقير برسد، به دست خداوند ميرسد» (از اين رو من دستم را ميبوسم) آنگاه براي تعليل گفتهاش اين آيه را خواند:
«أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ»9
«آيا نميدانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش ميپذيرد و صدقات را ميگيرد.»
عيادت مريض
روزي شخصي به عيادت مريضي رفت، حال او را سخت يافت. بدو گفت: خدا را شكر كن و حمد او را به جاي آور. مريض گفت: چطور شكر كنم و حال آن كه خداوند فرموده است:
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأََزيدَنْكُمْ …؛ اگر شكر كنيد بر شما زياد كنم».
مي ترسم شكر كنم و بيماري ام افزون شود.
روزي عقيل ابن ابي طالب در دمشق پيش معاويه نشسته بود و همه ي اعيان شام و حجاز و عراق حاضر بودند.
معاويه بر سبيل ظرافت گفت: اي اهل شام و حجاز و عراق ، آيا آيه ي : تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبْ را شنيده ايد؟
گفتند: بلي. معاويه گفت: ابي لهب عموي عقيل است.
عقيل گفت: اي اهل شام و حجاز و عراق . آيا آيه ي : وَامْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبْ، في جيدها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٌ را شنيده ايد.
گفتند: بلي.
عقيل گفت: اين حَمّالَةَ الْحَطَبْ عمّه ي معاويه است.
معاويه از ظرافت خود پشيمان و از آن جواب خجل گشت.
من نگویم سمندر باش یا پروانه باش
گر به فکر سوختن افتاده ای مردانه باش